1396-7-2     2017-9-24     بروز شده در: 1396/7/2 - 11:03:28      ENGLISH  
پربازدیدها
پربحث ها


به فیسبوک ما بپیوندید.


ما را در تویتر دنبال کنید.


مشترک کانال تلگرامـ ما شوید.


خواندنی ها
آخرین سخنرانی شهید استاد ربانی+آخرین تصویر استاد شهید

دردناک ترین تصویر از حادثه کشتار مسلمانان میانمار

با اتفاقات میانمار مرگ جایزه صلح نوبل رقمـ خورد

کودکان در میانمار زنده به آتش کشیده شدند

ماجرای افسر صهیونیستی که امامـ جماعت داعش شد

زمینه‌های فرهنگی گناه/ افراد جاهل چه ویژگی‌هایی دارند؟

ضرب و شتمـ زن مسلمان در اسپانیا به دلیل پوشیدن حجاب

موازنه رعب بین رژیمـ صهیونیستی و مقاومت اسلـامی لبنان

گاردین: ده‌ها هزار نفر در انگلیس قربانی برده‌داری مدرن هستند

شوک‌هـای حمله تروریستان بر خانه خدا

برق، جان ۵ کودک عضو یک خانواده را گرفت

ترامپ: از چین ناامید شده‌ام/ رهبران سابق امریکا "احمق" بودند!

علـامه بلخی؛ شخصیتی برای همه عصرها و نسل‌ها

پیامـ دبیرکل سازمان ملل به مناسبت سالروز نسل‌کشی در بوسنی/ روزی که اروپا به مسلمانان این قاره خیانت کرد!

حضرت آیت الله محسنی پیروزی عراق بر داعش در موصل را تبریک گفت

آرشیو خواندنی ها


مقالـات
نشانه‌هـای از آمادگی‌هـای عربستان برای حمله نظامی به قطر

نگاهی گذرا به سیره اخلـاقی امامـ حسین (ع) در خانواده/ درس عفاف و حجاب را "بعنوان غیرت ناموسی" از کربلـا باید آموخت

ظلمـ در میانمار؛ بدتر از ستمـ فرعون!!

هدف اسرائیل نابودی ارتش‌هـای عربی است

صلح و عدالت جهانی

نهضت کربلـا از دیدگاه اهل سنت

روند شکل گیری مثلث ایران، روسیه و ترکیه در سوریه

«تغییر نظامـ ایران»؛ دال متعالی سخنرانی ترامپ در مجمع عمومی

چرا نسل‌کشی میانمار سیاسی است؟

تغییرات در قدرت جهانی

چالش دلدادگان حقوق بشر غربی

افکار شهید ربانی در یک نگاه

شهید برهان الدین ربانی؛ نماد جهاد و صلح

واقعیتها در رابطه با جایزه صلح نوبل

پیامدهای جنگ احتمالی دومـ در شبه جزیره کوریا

آرشیو مقالـات


مصاحبه ها
بزرگترین تهدید برای افغانستان امریکا و پاکستان است / مخالف کنترل افغانستان توسط خارجی‌ها هستمـ

اشرف غنی با حمایت جنرال دوستمـ رئیس جمهور شد/ حکومت با دامن زدن به پرونده ایشچی افغانستان را بدنامـ کرده است

انتقال داعش به افغانستان، تضمین کننده حضور نظامی امریکا در منطقه است

ائتلـافی برای چانه‌زنی با دولت

حرکت پاکستان با چراغ سبز امریکا

تاریخ نشر:
1396/6/19 - 10:37:38
تعداد بازدید: 102
با دوستان خود به اشتراک بگذارید

ریشه مشکلـات دولت مرکزی در افغانستان
ریشه مشکلـات دولت مرکزی در افغانستان

محمدمهدی علمدارلو: کارشناس ارشد آسیای مرکزی و قفقاز

با زمامداری اشرف غنی و تلـاش وی برای انجامـ اصلـاحات و احیای دولت مرکزی، وابستگی حکومت به کمک­‌هـای خارجی افزایش یافته و افغانستان را تبدیل به یک دولت وابسته کرده است، دولتی که به ­جای اتکای خود به مردمـ به کمک­‌هـا و حمایت کشورهای خارجی چشمـ دوخته است.

پس از تهاجمـ امریکا به افغانستان و با فروپاشی رژیمـ طالبان و سربرآوردن دولت جدید برای افغانستان از کنفرانس بن، بعد از گذشت قریب به 17 سال دولت از انجامـ کارویژه ­های اصلی خود باز مانده است. حامد کرزی که در ابتدای امر بازمانده­‌هـای یک ویرانه را تحویل گرفته بود پس از 12 سال حکمرانی و تلـاش برای بازسازی افغانستان، اگر چه دستاوردهایی را به­ همراه داشت، اما در نهایت نتوانست دولت به معنای واقعی را در این کشور جنگ زده احیا کند.

با زمامداری اشرف غنی و تلـاش وی برای انجامـ اصلـاحات و احیای دولت مرکزی، وابستگی حکومت به کمک­‌هـای خارجی افزایش یافته و افغانستان را تبدیل به یک دولت وابسته کرده است، دولتی که به ­جای اتکای خود به مردمـ به کمک­‌هـا و حمایت کشورهای خارجی چشمـ دوخته است.

دولت افغانستان در 17 سال گذشته دستاوردهایی از جمله آزادی رسانه و جامعه مدنی، انجامـ انتخابات، ایجاد بروکراسی و... را در کارنامه خود دارد، اما با نگاهی جامع‌تـر به فلسفه وجودی دولت، حکومت افغانستان نتوانسته است کارویژه‌هـای اولیه یعنی تامین امنیت، ملت سازی،  توسعه، اداره کشور و.. را انجامـ دهد. حال سوال اینجاست که چرا دولت در افغانستان ناکامـ بوده و به رغمـ حمایت همه جانبه نتوانسته است ماموریت اصلی خود را انجامـ دهد؟ به­ نظر می­رسد متغیرهای مختلفی در این زمینه اثرگذار باشند که مهمترین این عوامل وجود قوم­ گرایی و عدمـ وجود روح ملی، تقسیمـ سنتی قدرت، وجود طالبان، فساد موجود و دولت وابسته را میتوان نامـ برد.

جامعه سنتی، دولت فئودالی و نبود روح ملی

شکل ­گیری روابط بر مبنای قوم­گرایی، حل اختلـافات از طریق مراجعه به بزرگان قومی و وجود فرهنگ سیاسی محدود نشانه­‌هـای جامعه سنتی افغانستان است. قوم­گرایی شدیدی که در حال حاضر در افغانستان وجود دارد مانع اصلی شکل گیری دولت به معنای واقعی کلمه است بدین معنا که روابط قومی بر منافع ملی ارجحیت دارد. به رغمـ هزینه‌هـای هنگفتی که برای دولت ملت­_سازی در افغانستان انجامـ شده است، اما نتیجه آن تشدید قومـ گرایی بوده و به ­نظر میرسد برای محو آثار منفی این پدیده، فرآیند طولـانی نیاز است که به مرور و با توسعه و رفاه جامعه،‌ افزایش آگاهی و رشد فرهنگ شهرنشینی حاصل میشود که در حال حاضر این امکان به ­وجود نیامده است.

قومـ‌گرایی بر شکل گیری روح ملی همواره تاثیر منفی داشته و به نوعی باعث چندپارگی جامعه کشور شده است. از همین رو میتوان گفت قومـ گرایی در افغانستان، از عوامل عمده تضعیف دولت مرکزی بوده است، هنوز در بسیاری از انتخابها بدون در نظر گرفتن منافع ملی به قومیت رای داده میشود. نهادینه کردن این امر نیازمند بوجود آمدن یک نسل جدید و تغییرات عمده در بسیاری از روندهای فعلی است.

هر چند بعد از سقوط طالبان بسیاری اعتقاد داشتند که فرصت مناسبی برای ایجاد یک دولت مرکزی قوی در افغانستان فراهمـ آمده و حامد کرزی همـ تلـاشهایی را در این زمینه انجامـ داد که منجر به نهادسازی، رشد باسوادی، گسترش روابط خارجی، آزادی رسانه و[1]... شد،  اما در نهایت باوجود نگاه‌هـای قومـ محور در کنار سایر عوامل دستاورد چندانی بوجود نیامد. اغراق نیست اگر گفته شود نظامـ سیاسی فعلی افغانستان تلـاش برای استقرار شبح مدرنیسمـ در جامعه سنتی کشور است.

برآیند نگاه قومـ محور و تقسیمـ سنتی قدرت، به این معنا که هر قومـ در افغانستان بزرگان قومی خود را به تقسیمـ بندی رسمی ترجیح میدهد، شکل گیری نوعی دولت فئودالی در کشور بوده است. دولتی که براساس جامعه سنتی و محدوده قومی شکل گرفته و حاضر به پذیریش مشروعیت دولت مرکزی نیست. در افغانستان هنوز از افراد با نفوذ قومی یاد میشود و تصمیم­های دولت مرکزی نافذ نیست و همه چیز تحت امر بزرگ قومـ است. البته دولت مرکزی تلـاش دارد با مشارکت رهبران قومی در دولت مرکزی و اعطای معاونت ریاست جمهوری به آنها، این شکاف را از بین ببرد، اما در این امر توفیق چندانی حاصل نشده است.

بحران مشروعیت و تنش­های سیاسی

مبنای مشروعیت در افغانستان[2] را هر چند میتوان در کارآمدی و موثر بودن دولت دید، اما مشروعیت سنتی و معطوف به قومیت نیز جایگاه خاص خود را دارد. بسیاری اشرف غنی را به توسعه ولـایتهای پشتون و عدمـ توجه به سایر ولـایتها متهمـ می‌کنند. شکل گیری تنشهای سیاسی جدید و به­وجود آمدن احزاب مختلف نمونه‌ای از این واکنش‌هـای بوده است که در کنار ادعای ناکارآمدی دولت در رفع مشکلـات مردمـ ناشی از عدمـ مشروعیت اشرف غنی نزد اقوامـ هزاره و تاجیک است. به­نظر می­رسد که تنش­های سیاسی جدید منجر به چندپارگی بیشتر جامعه افغانستان شود و قومیت محور بودن تصمیمات را بیشتر نمایان سازد.

افزایش بیکاری، عدمـ توسعه، مهاجرات گسترده، آوره گی داخلی و از همه مهمتر ناامنی‌هـای بیشتر و رشد گروه‌هـای تروریستی و ناتوانی دولت در پاسخ به این متغییرها، باعث بیشتر شدن شکاف مردمـ و حکومت و در نهایت بحران مشروعیت بیشتر در کشور خواهد شد. هنوز روندهای سیاسی و نحوه تعامل گروههای مختلف سیاسی و اجتماعی در افغانستان به رغمـ رشد قابل ملـاحظه جامعه مدنی و رسانه در کشور مشخص نیست و به زمان بیشتری نیاز دارد تا این روندها تعریف و مشخص گردد.

طالبان، ناامنی و حاکمیت تقسیمـ شده

طالبان برخاسته از مناطق روستایی افغانستان بود و در میان مردمـ روستایی نوعی بدبینی به شهر وجود داشت. بسیاری بر این نظر بودند که نظامـ شهری موجب رشد بیدینی میشود، طالبان با همین ذهنیت به شهر آمدند ولی بسیاری از آنها نتوانستند جذب محیط شهری شوند و تلـاش کردند تا شهر را به روستا تبدیل کنند[3] و با این طرز نگاه افغانستان را به ویرانه تبدیل کرد.

بزرگترین عواملی که طی سالیان گذشته کارآمدی و مشروعیت دولت مرکزی افغانستان را تهدید کرده و نا امنی را برای کشور به ارمغان آورده، یک عنصر داخلی بنامـ طالبان و یک عنصر خارجی بنامـ غرب بوده است. پس از تهاجمـ خارجی‌هـا در سال 2001 با شعار مبارزه با تروریسمـ در افغانستان، گروه طالبان نه تنها از بین نرفت، بلکه در 17 سال اخیر هر روز به قدرت آن افزوده شده است. مبارزه با طالبان تقریبا تمامـ انرژی دولت مرکزی کشور را به خود معطوف کرده و به رغمـ تلـاشهای بسیار، دولت نتوانسته است از پیشروی این گروه جلوگیری کند.

دلـایل متعددی برای این ناتوانی ذکر شده است: فساد در نیروهای امنیتی افغانستان، ناکارآمدی دولت، دخالت‌هـای کشورهای خارجی و.. بسیاری از کشورهای خارجی از طالبان به عنوان ابزار فشار و گاهی جنگ نیابتی علیه یکدیگر استفاده میکنند که نتیجه آن ایجاد ناامنی و رخت بر بستن امنیت و آرامش در سالیان گذشته در افغانستان بوده است. به­نظر میرسد در کنار راه حل نظامی برای حل بحران طالبان، ادغامـ این گروه در جامعه[4] افغانستان حائز اهمیت باشد. البته باید در این مورد اجماع منطقه‌ای ایجاد کرد چون در حال حاضر طالبان از یک مشکل داخلی خارج شده و به مشکل منطقه‌ای و بین المللی تبدیل گشته و برای حل آن نیاز به اقدامـ منطقه‌ای و بین‌المللی است.

اما در رابطه با نقش طالبان در شکل نگرفتن دولت مرکزی قوی در افغانستان میتوان از بعد ناامنی به این موضوع نگریست. بدین مضمون که در حال حاضر بیش از 40 درصد خاک افغانستان یا در کنترل طالبان بوده یا تحت نفوذ آنها قرار دارد و این بدین معناست که دولت مرکزی بر این قسمت از قلمرو خود حاکمیت خود را اعمال نمی­کند و این یعنی حاکمیت کشور تقسیمـ شده است که غیرقابل قبول خواهد بود. هیچ کشوری حاضر نیست حاکمیت خود را با گروه دیگری تقسیمـ نماید. بنابراین این موضوع، دولت مرکزی افغانستان را با بحران مواجه کرده است. این در حالی است که در بسیاری از این ولـایتها، دولت با هزینه هنگفت، برق، آب و سایر زیرساختهای کشور را فراهمـ میکند، اما این طالبان است که عایدات آنرا جمع آوری کرده و اجازه استفاده از منابع دولتی تنها با اجازه این گروه انجامـ میشود[5].

کنترل تجارت مواد مخدر نیز یکی دیگر از موضوعاتی است که در انحصار طالبان بوده و دولت قادر نیست به نحوه موثری با این پدیده مبارزه و به نوعی در این حوزه تاثیر گذار باشد. کشت مواد مخدر که در زمان دولت طالبان ممنوع بوده در حال حاضر یکی از منابع مهمـ درآمد این گروه است. دولت افغانستان در سالهای گذشته تلـاش کرده است تا کشت جایگزین برای تریاک فراهمـ آورده و با این پدیده مبارزه کند. اما نفوذ طالبان و در اختیار داشتن تجارت مواد مخدر سبب شده است تا دولت در این امر ناکارآمد بوده و این عامل سبب شده است تا افغانستان بزرگترین تولید کننده هروئین و تریاک دنیا باشد.

بنابراین، طالبان از لحاظ مالی خودکفا بوده و از سوی برخی کشورها به خاطر تامین کردن منافع آنها حمایت میشود، از سوی دیگر برای خود قلمروی (بنا به برخی منابع) در حدود 40 درصد خاک افغانستان را در اختیار دارد و قوانین مد نظر خود را در آنجا اعمال می­کند. قرار گرفتن این عوامل در کنار یکدیگر، طالبان را به بزرگترین عامل شکل نگرفتن دولت مرکزی در افغانستان تبدیل کرده و بنظر میرسد که با از این بین رفتن یا ادغامـ کردن این گروه در جامعه سیاسی، دولت بزرگترین مانع را از جلو خود برداشته و میتواند به ایجاد دولت مرکزی در کشور امید بست.

دولت وابسته

دولت در افغانستان به دلـایل مختلف دولت وابسته محسوب می‌شود. تامین بیش از 60 درصد بودجه کشور، تامین بخش اعظمـ بودجه نیروهای نظامی توسط کشورهای خارجی و... همه این موارد نشان از وابستگی دولت دارد. در حال حاضر دولت افغانستان به کمک­های مالی خارجی خیلی وابسته شده است و از نظر نظامی نیروهای کشور چه از نظر بودجه و چه تجهیزات به کمکهای خارجی و به طور اخص امریکا احتیاج دارد. این عامل یعنی دولت وابسته عاملی مهمی در به ثمر نرسیدن دولت مستقل مرکزی در افغانستان شده است و این دولت را به شدت به سیاستهای دولتهای خارجی  بویژه امریکا وابسته کرده است.

از سوی دیگر یکی از عواملی که دولت فعلی و گذشته افغانستان را ناکارآمد کرده، فساد گسترده در بخش­های اداری و نظامی کشور بوده است. به گونه­ای که سیگار (بازرس ویژه امریکا برای بازسازی افغانستان) اعلـامـ کرده است که بیش از 60 درصد کمک­های خارجی به دلیل فساد در ادارات افغانستان هدر رفته و این ناکارآمدی دولت را میرساند. فساد در ادارات دولت افغانستان به دلـایل مختلف وجود دارد،‌ وارد شدن حجمـ عظیمـ نقدینگی توسط دولتهای خارجی، ناکارآمدی ادارات دولتی به دلیل عدمـ نوسازی و وجود عناصر فاسد، فربه بودن دولت، سیاست زدگی و ناامنی از جمله عوامل ذکر شده برای فساد در افغانستان است[6]

بنابراین در کنار همـ قرار گرفتن فساد و دولت وابسته باعث ناکارآمدی دولت و تلـاش­هایی برای توسعه و در نهایت، ایجاد دولت مرکزی قوی را تضعیف می‌کند و این دولت را به ورطه سقوط خواهد کشاند.

چشمـ انداز و نتیجه ­گیری

همه چیز در افغانستان در حال برساخته شدن است، دولت، جامعه، مردمـ، شهرنشینی. این موارد تحت تاثیر جامعه این کشور بوده و در برخی موارد به بی‌راهه رفته است. دولت مرکزی یکی از این نمونه‌هـاست، دولت در افغانستان تحت تاثیر فرهنگ، فساد، ناامنی و فشار خارجی بوده و نتوانسته کارویژه‌هـای خود را انجامـ دهد. به رغمـ نقطه ضعف­ها و چالش­هایی که وجود دارد و دولت نوپای افغانستان با آن مواجه است، چشمـ انداز دولت مثبت ارزیابی می‌شود. با توجه به راهبردهای جدید، به احتمال زیاد طالبان برای مدتی عقب نشینی کرده و امنیت نسبی بر کشور حاکمـ خواهد بود و این فرصتی است تا افغانستان با زدودن فساد از چهره این کشور زمینه را برای استقرار دولت مرکزی قوی فراهمـ آورد. نکته کلیدی بازتعریف فرآیند ملت سازی است. با افزایش آگاهی و سطح سواد و همچنین شهرنشینی میتوان انتظار داشت تا روح قومـ محوری در جامعه افغانستان کمـ رنگ شده و در قالب گفتمان سازی جدید روح و هویت ملی تعریف شود و همچنین با مشخص شدن روندهای سیاسی و قدرتمند شدن جامعه مدنی در کشور، دولت به سامان­تر خواهد شد.

پی نوشت:

 [1] http://www.dw.com/fa-af/a-17959113

 [2] http://www.dailyafghanistan.com/opinion_detail.php?post_id=129503

 [3] وحید مژده، افغانستان و پنج سال سلطه طالبان، تهران، 1382

 [4] http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13960608000648

 [5] https://www.nytimes.com/2017/01/28/world/asia/taliban-collecting-electricity-bills-afghan.html?mcubz=0

 [6] http://8am.af/1394/09/01/corruption-afghanistan-gov-af/

نویسنده:

محمدمهدی علمدارلو: کارشناس ارشد آسیای مرکزی و قفقاز

منبع: فارس

انتهای مطلب

 







*
*

*



نیز بخوانید

نشانه‌هـای از آمادگی‌هـای عربستان برای حمله نظامی به قطر


نگاهی گذرا به سیره اخلـاقی امامـ حسین (ع) در خانواده/ درس عفاف و حجاب را "بعنوان غیرت ناموسی" از کربلـا باید آموخت


ظلمـ در میانمار؛ بدتر از ستمـ فرعون!!


هدف اسرائیل نابودی ارتش‌هـای عربی است


صلح و عدالت جهانی


نهضت کربلـا از دیدگاه اهل سنت


روند شکل گیری مثلث ایران، روسیه و ترکیه در سوریه


«تغییر نظامـ ایران»؛ دال متعالی سخنرانی ترامپ در مجمع عمومی


چرا نسل‌کشی میانمار سیاسی است؟


تغییرات در قدرت جهانی

بالـا          نشریه انصار ©  |  درباره ما  |  ارتباط با ما  |  پیوندها  |  طراحى و پشتيبانى توسط: شركت شبكه نگاه
استفاده از مطالب اين سايت با ذكر منبع (لينك سايت) مجاز است. فروشگاه اینترنتی نعلبندان