1398-1-30     2019-4-19     بروز شده در: 1398/1/27 - 16:56:47      ENGLISH  
پربازدیدها
پربحث ها


به فیسبوک ما بپیوندید.


ما را در تویتر دنبال کنید.


مشترک کانال تلگرامـ ما شوید.


خواندنی ها
بزرگ‌ترین صادرکنندگان و خریداران اسلحه در سطح جهان/ امریکا و عربستان در ردیف اول

سی ویژه‌گی نلسون ماندلـا که چهره ماندگار تاریخ شد

علمای افغانستان نقش مهمی در شکل‌گیری انقلـاب اسلـامی ایران داشتند

رسوایی در ایالت ایلینوی امریکا/ ۷۰۰ کشیش طی سال‌ها کودک آزاری کرده‌اند

افغانستان مرگبارترین کشور جهان شد

روایت NBC از قتل عامـ خانواده افغانستانی در حملـات نیروهای خارجی

افزایش اسلـامـ ستیزی در آلمان

اقیانوس عشق

بازخوانی تاریخ/ خاشقجی در افغانستان چه می‌کرد؟

چرا قرارداد معادن طلـا و مس افغانستان در واشنگتن امضاء شد؟! + واکنش ارگ

مرگ و ماندن؛ روایت مسافری بازگشته از شهر آشوب

10 حقیقتی که اعتماد شما را به سازمان سیا از بین میبرد

از زندگی‌هـالیوودی تا معنویت اسلـامـ

هشدار قرآنی امامـ علی(علیه السلـام) درباره خلف وعده مسئولـان به مردمـ

در سایه سار قلمـ

آرشیو خواندنی ها


مقالـات
جرگه مشورتی، ناوردگاه رقابت‌های انتخاباتی

ایلهان عمر قربانی آزادی‌ستیزی کاخ سفید و کنگره

معمای ویکی‌لیکس؛ روزنامه‌نگار آزاد یا جاسوس روسی؟

راز غیبت

نیمـ نگاهی به کودتا در سودان

جهانی سازی، پایان تاریخ و مهدویت

چه سرنوشتی در انتظار فلسطینی‌هـاست؟

مهدویت در منابع اهل سنت

بزرگترین و گران‌ترین انتخابات جهان؛ آنچه درباره انتخابات هند باید بدانیمـ

نقض حقوق بشر با شعار مبارزه با تروریسمـ

حسین کشتی نجات

زینت عبادت کنندگان (ولـادت امامـ سجاد علیه السلـام)

قمر بنی‌هـاشمـ (ولـادت حضرت ابوالفضل العباس علیه السلـام)

راه حل امریکا برای مسئله فلسطین، تشکیل اسراییل بزرگ است

روند صلح؛ آشتی به قیمت فروپاشی؟

آرشیو مقالـات


مصاحبه ها
نیازمند توجه به دین در سیاست بین الملل هستیم/ ارتباط دین و مدرنیته

چرایی حضور «ملـا برادر» در دفتر قطر؛ درباره خروج سربازان امریکایی توافق شده است

امریکا و برخی گروه‌هـای تروریستی منافع مشترک در افغانستان دارند / گفتگوی ایران و طالبان دوراندیشانه بود/ قسمت اول

از پیمان امنیتی واشنگتن- کابل، تنها اسمش باقی مانده است

از پیمان امنیتی واشنگتن- کابل، تنها اسمش باقی مانده است/ تمامی تروریست‌هـا‌ از مسیر پاکستان به افغانستان می‌آیند

تاریخ نشر:
1395/9/16 - 09:41:18
تعداد بازدید: 622
با دوستان خود به اشتراک بگذارید

رابطه علما و حکومت در عربستان سعودی
رابطه علما و حکومت در عربستان سعودی

سید امیر موسوی - دکترای تاریخ اسلـامـ معاصر

به رغمـ در همـ تنیدگی دولت و دعوت وهابی در مملکت سعودی، از آغاز رابطه بین این دو حال ثابتی نداشت و بنا بر تحولـات سیاسی و تاریخی تغییر مینمود. از ابتدای دولت سعودی همواره بر سر مشخص کردن این رابطه مشکل وجود داشت و همواره این سوال مطرح بود که آیا دولت باید سیاست‌هـایش را بر نهاد دینی اعمال نماید و یا بالعکس دعوت باید نظرات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی اش را بر دولت اعمال کند؟ از جمله مهمـ ترین نمودهای این اختلـاف، اختلـاف بین عبدالعزیز سعودی و اخوان بود. اخوان معتقد بودند که دولت در حال منحرف شدن از دعوت است و این امری پذیرفتنی نیست. این اختلـاف به گونه‌ای خونین حل و فصل شد؛ اما سوالـات آن بیپاسخ ماند.

در تعیین رابطه نهاد دینی رسمی و دولت، شخصیت‌هـای دینی نقشی محوری بازی میکردند. یکی از مهمـ ترین این شخصیت‌هـا محمد بن ابراهیمـ آل شیخ (1969-1893) مفتی عربستان سعودی بود که یکی از مهمـ ترین موسسان هیئت‌هـا و موسسات دینی سعودی نیز به شمار میآید. با وجود همه مناصب رسمی، شیخ شخصیت بحث برانگیزی بین دولت و دعوت سلفی باقی ماند. وی تا زمان مرگش نگذاشت که موسسات دینی تحت سلطه دولت درآیند. وجود او موجب افزایش قدرت رسمی مفتی عربستان گردید؛ بدین صورت که طبق درخواست مفتی مقرر شد از آن پس قانون‌هـا و تصمیمات دولت بیاظهار نظر و اعمال رأی او به اجرا درنیایند. در طول چهل سال، اشراف شیخ بر موسسات دینی عمده، وی سعی بر تشدید هویت دینی دولت نمود و تلـاش داشت از نوآوری و غرب گرایی جلوگیری کند. این امر برای حکومت سعودی مشکل آفرین بود. وی در فتاوایی از مراسمـ سلطنتی و پوشیدن لباس نظامی به دلیل حرمت شبیه شدن مسلمانان به کفار انتقاد و قوانین وضع شده را آشکارا محکومـ میکرد. او همچنین از مراسمـ و قوانین زیادی که ملک سعود و ملک فیصل به منظور نوسازی نظامـ قضائی و اداری برقرار کرده بودند، انتقاد کرد. این امور از وی شخصیتی غیر معمول در مدرسه وهابی ساخت که به ترک تطبیق شریعت بر حکومت سعودی گرایش داشت. وی ده‌هـا فتوا صادر کرد که در آنها به معارضه با سیاست‌هـای دولت به ویژه در امر نوسازی و اداری برخاست. ملک فیصل که میخواست قدرت پادشاه را افزایش دهد نیز نتوانست در دوره حیات او قدرتش را محدود کند؛ اما در هنگامـ مرگ او در سال 1969 توانست کارهایی در این زمینه انجامـ دهد.

ملک فیصل با بر پا کردن (موسسه دینی رسمی) - که سازمانی برای وضع قوانین بود - قدرت شخصی علمای وهابی را کاهش داده، آن را به قدرتی رسمی و اداری تبدیل کرد. لقب مفتی ملغی شد و اختیارات آن بین هیئت‌هـایی تقسیمـ شد؛ که مهمـ ترین آنها سه هیئت کبار العلما بود. اولین این هیئت‌هـای سه گانه مجلس هیئت کبارالعلما بود که اعضای آن توسط حکومت تعیین شده و وظیفه صدور فتوا در قضایای مهمـ سیاسی و اجتماعی را به عهده داشتند. دیگری کمیته دائمـ برای بحث و فتوا بود که وظیفه صدور فتوا در مسائل شخصی را به عهده داشت و سومـ ریاست عامـ اداره بحوث علمی و فتوا و دعوت و ارشاد بود؛ که وظیفه ایجاد نظمـ و هماهنگی بین همه هیئت‌هـا و سازمان‌هـای دعوت در مملکت سعودی را بر عهده داشت. فیصل همچنین علمای منتقد خود را وارد این مجالس دینی نمود. او با وارد نمودن علمای قدرتمند به این مجالس، آنان را همتراز علمای کمـ قدرت میکرد. از دیگر اعمال حکومت، پرداخت حقوق به علما بنا به دلخواه خود بود. میتوان چنین جمع بندی کرد که در این دوره، حکومت سعودی، سلطه خود بر علمای وهابی را به شش صورت انجامـ داد:

1- لغو و تجزیه منصب مهمی چون مفتی.

2- تاسیس شوراهای مختلف علما که در آنها، اقتدار علمای بانفوذ  در میان دیگر علمای شوراها، کاهش یافته و در واقع صدای آنان به عنوان یک رأی در میان مجموع آرای شورا گمـ میشد.

3- تخصصی کردن وظایف مهمی چون افتاء. بدین معنا که شوراهایی تشکیل شد که هر کدامـ وظیفه‌ای چون افتا در زمینه‌هـای سیاسی، اجتماعی، مسائل شخصی و غیره به عهده داشتند. یعنی دیگر علمای وهابی همـ چون زمان‌هـای پیش از آن، در همه زمینه‌هـا صاحب فتوا نبودند؛ بلکه هر کدامـ در زمینه‌ای فتوا صادر میکردند.

4- توزیع درآمدها

5- دلجویی از مخالفان با انتصاب آنان به مقامات مهمـ.

ظاهرا این کنترل حکومتی علما، از یک طرف بسیار کارآ و موثر بود و از سوی دیگر باعث شد آنان  به جای فعالیت‌هـای سیاسی به فعالیت‌هـای اجتماعی روی آورند. اگر چه حکومت با اقدامات خود، توانست نفوذ علما را بسیار کاهش دهد؛ اما باز همـ علمای بزرگ و تاثیرگذار سعودی به مقامات بلندی منصوب میشدند و آنان در همان جایگاه نیز به انتقاد از دولت سعودی میپرداختند. چنان که ابن باز (1910-1999) حتی پس از آنکه به بلندترین مقامات دینی سعودی منصوب شد، به انتقادات خود از حکومت ادامه داد. اما ابن باز با وجود این انتقادات با دولت به خوبی تعامل داشت. آنچه در اینجا قابل ذکر است آن است که این انتقادات اصل حاکمیت سعودی و مشروعیت آن را زیر سوال نمی برد. بدین معنی که این انتقادات متوجه اعمال حکومت بود نه ذات آن و این دو به گونه‌ای جالب، از یکدیگر متمایز به شمار میآمد. در واقع اندیشه قیامـ علیه حاکمـ - همچون دیگر مذهبی‌هـای سنتی - در میان وهابیان سنتی نیز وجود نداشت و آنان به انتقاد از اعمال حکومت اکتفا میکردند. عکس العمل حکومت در برابر این انتقادات نیز بیاندازه جالب است.

حکومت در واقع در برابر انتقادات علما سعه صدر شگفت انگیزی نشان میداد؛ که در یک حکومت استبدادی معمولی به هیچ وجه پذیرفته نبود. به عنوان مثال حکومت در برابر انتقادات محمد بن ابراهیمـ کرنش میکرد و انتقادات ابن باز و دیگران را حتی اگر ناوارد میدانست، حد اکثر به آن بیتوجهی مینمود. نکته دیگر در رابطه حکومت و علما آن است که (غیر از فتواها) انتقاداتی که علما از حکومت مینمودند معمولـا به صورت سری و در دایره علما و حکومت مطرح میشدند و کمتر عمومی میگشتند. به نظر میرسد این همان راه حلی است که حکومت برای کاستن از ضررهای این انتقادات یافته بود و به نظر راه حلی کارآمد بود؛ چرا که ضمن آنکه به علما فرصت میداد وظیفه شرعی خود در نصیحت حکامـ (مطابق فقه سیاسی اهل سنت) را انجامـ دهند، مانع از شکل گیری مخالفت‌هـای گسترده عمومی حول این انتقادات میگردید. در اواخر دهه هفتاد میلـادی، دولت سعودی با استفاده از ثروت نفت توانست توجه علما را تا حد زیادی به خارج از مرز‌هـای عربستان هدایت کرده و از انتقادات داخلی آنان به شدت بکاهد. بدین ترتیب که دولت امکانات مادی وسیعی در اختیار آنان قرار داد تا همّ خود را مصروف نشر دعوت وهابی در اقصی نقاط جهان نمایند.

نکته دیگر در باره نقش علما در مملکت سعودی آن است که در این کشور، علما تنها در مشاغل روحانی مشغول به کار میشوند و به هیچ وجه وارد مشاغل دولتی غیر روحانی نمی شوند. بنابر این آنان در نهادهای سیاسی، اقتصادی، بین المللی و دفاعی سمتی ندارند. بنا بر آنچه در بالـا آمد؛ علمای رسمی سعودی نیز در برهه‌هـایی از زمان، از خود استقلـال نشان داده و برای دولت تعیین تکلیف میکردند. پس نمی توان آنان را کاملـا دست نشانده دولت دانست. البته امکان این استقلـال برای علما، پس از اصلـاحات فیصل بسیار کاهش یافت. میتوان حدس زد؛ اگر این اقدامـ توسط فیصل صورت نمی گرفت، مملکت سعودی با کشمکش‌هـای بیشتر و شدیدتری میان دولت و دعوت مواجه میشد؛ چرا که در سال‌هـای بعد دولت ناچار از انجامـ اصلـاحات بیشتری به شیوه غربی شد که به مذاق علما چندان خوشایند نبود.

 







*
*

*



نیز بخوانید

جرگه مشورتی، ناوردگاه رقابت‌های انتخاباتی


ایلهان عمر قربانی آزادی‌ستیزی کاخ سفید و کنگره


معمای ویکی‌لیکس؛ روزنامه‌نگار آزاد یا جاسوس روسی؟


راز غیبت


نیمـ نگاهی به کودتا در سودان


جهانی سازی، پایان تاریخ و مهدویت


چه سرنوشتی در انتظار فلسطینی‌هـاست؟


مهدویت در منابع اهل سنت


بزرگترین و گران‌ترین انتخابات جهان؛ آنچه درباره انتخابات هند باید بدانیمـ


نقض حقوق بشر با شعار مبارزه با تروریسمـ

بالـا          نشریه انصار ©  |  درباره ما  |  ارتباط با ما  |  پیوندها  |  طراحى و پشتيبانى توسط: شركت شبكه نگاه
استفاده از مطالب اين سايت با ذكر منبع (لينك سايت) مجاز است. فروشگاه اینترنتی نعلبندان